|
مولف: مدیر سایت
|
|
1388-1-11 11:44:51 |
|
|
شعرمیتواندجامعه واشخاص رااصلاح کند
بسم الله الرّحمن الرّحيم
بدانكه خداوند متعال اين خلقت بي هدف ومعطل نيافريده است غرض ازخلقت پيدايش وچگونگي اعمال انسانهاست وازآنجائيكه بشرازبدوتاب مقاومت دربرابرشيطان همان نفس نداشته كه باهمه تاكيدات كه ازدرخت گندم نخورد بازمينينيم دونفري آدم وحوا ع درمقابل شيطان كم آوردند لذاچون انسان بايد مواضبي داشته باشد ازبدوخلقت رسولاني ازقماش مردم فرستاد ومبعوث كرد وخود هم پشتيباني ازآنها نمود تا اين بشررا سره ازناسره بشناساند وچون انسان لجوج است كلام خود رابصورت آيه به آيه كه تنوع داشته باشد وقابل قبول آدمها باشد فرستاد وهمين انسان بازازاوامرسرزد ازآيات خسته شد عارفاني رابرانگيخت تا با كلام وحركات واعمال خود ازآيات پشتيباني كنند ودرنهاد آنها سرودن اشعارراگذاشت وشعرپيدا شد ومينينيم كه قرآن با داشتن نثرمسجع بصورت نوعي شعراست كه بعضي سورآخرش به دوبعضي به ز- رختم ميشود واشعاركلامي ازكلمات آسماني است كه دردل شنونده تاثيرزيادي دارد لذا نبايد اشعارراسرسري گرفت واما شعربانظم فرق زيادي دارد شاهد عرايض كساني بابهترين وجه باكلمات سنگين ودستوركامل شعرميسرايند (صنعتي ) وكسي هم نميتواند عيب گذاري كند اما فقط با يكبارخواندن خسته كننده ميشود وبعضي هم تخيلات خود را بصورت نظم اعمال ميكند باظاهرزيبا اما بادل كاري ندارد – اما شعراين شعرديگرباشاعركاري ندارد وقتي ازبا لا حواله ميشود وشاعربروي كاغذ مياورد هرچه زمان بگذرد شعرخود رانشان ميدهد ديگراحتياج به تبليغات ندارد خودش خودش راتبليغ ميكند بطورمثال اگركسي درآنطرف دنيا يك شعرخدائي گويد پس ازمدتي درهمه جا خودش را نشان ميدهد واين ازعجايب روزگاراست شاعران
خدا ئي درزمان خود شناخته نشدند وهميشه مورد هجوم اين كاره ها قرارگرفتند ازترسشان خود رانشان ندادند مگربندرت درآخرعمري كساني ازطرف حضرت حق مامورشدند تا آثارآنهارا چاپ ونشركنند وتازه خود شعرا رغبت زيادي به مشهورشدن ندارند اما ميشوند والا شعرسمائي كاربكارمردم ندارند وبايد بگويم دردوران عالم شاعران خدائي مورد تاخت وتازناظمان درباري قرارگرفتند چراكه سعي داشتند همه رادرباري كنند تا مذمت كنندگانشان خرده نگيرند ما امروزه شاعراني درگوشه وکنار كشورداريم كه كسي ازآنها خبرندارند درصورتيكه اگرانصاف دهند امروزخود جناب حافظ وسعدي وسايربزرگان بيايند اين ها را ازخود شاعرترميدانند وچون درهرانسان مقداري حسادت هست كه بعضي اصلا استفاده نميكنند وبعض بروزميدهند والا كجا نوشتند كه ديگرنبايد حافظي بوجود آيد وبعضي اوقات هم قوم گرائي باعث بهم خوردن نظم شعرا است شما وضع خود زمان حافظ را واستاد شهرياررا ببينيد كه بنان روزمانده بودند كسي ازايشان دري نميزد ويا درقبرستان مسلمانان دفن نميشدند اما وقتي زمان گذشت عده اي ازروي انصاف وعده اي هم براي سود بردن ازنام ونشان شاعران متوفا دست بكارشدند وآثارگذشته گان را هرروزبرنگي به بازار دادند وبه كذب بنام شاعرخود چه كرامتها كه ننوشتند وبيچاره شاعررا ازعارفي وولايت بالاتربردند كه به نام ونوائي برسند ووقتي شاعرازراه دعا نويسي وغيره نان روزانه تهيه ميكرد اينها كجا بودند بهرحال بهتربود انجمني ازانسانهاي وارسته واستاد وبيطرف تشگيل ميشد وبا خواهش ازشعراي گوشه نشين ميخواستند خودشان رانشان دهند وبهترين هارا مساعد حالش ميشدند وباچاپ آثارشان درزمان حيات مشوق ميشدند وآثارشان راچاپ ونشروحق قلمي هم ميدادند تا درحال حيات اززحمتش بهره مند ميشد وهزينه ايكه درشهرستان خوي درسال 86 بنام مولوي شد آثارهمه شعراي ايران بچاپ ميرفت متا سفانه مرده پرستي جزوقانون كشورماست ونميتوان كاري كرد وجاي سؤال است كه امروزهركس نتواند با هزينه خود كتاب چاپ كند بايد يا .... باشد يا راكد بماند تازمان چه خواهد كردبجاي اينكه دست بدست دهند همه كتابهايشان رابچاپ ونشربرسانند همديگرراترورشخصيت ميكنند واما شعرفارسي تاكنون 80000 بيت وتركي آ ذري 8000 بيت آماده چاپ است .اما اگرازموضوعات سماوي بگذريم امروزشعرخوب وكهن جايگاهي ندارد چراكه ازيكطرف تاختن سرايندگان شعرسبك قديم به همديگرازطرفي كم سوادي جامعه بعضي ها اشعارشعراي كشورهاي ديگررا نتوانستند بصورت نظم نشان دهند آمدند با نثرمانند نشان دادند اما تا نسل عوض شد به پيروي ازنام آنها كلام را بنام شعربه افتضاح كشاندند وخودهم ديگر باحافظ وسعدي وديگران كارندارند مدعي هستند گفتارشان را ملائكه ديكته كرده اقلا سخنشان با همه ظواهرسبكي متن ومضموني محتوائي داشت بازجاي شكربود اما نگاه كنيد جزدوسه تائي اصلا بدرد خواندن وشنيدن هم نميخورند ومتوجه نيستند يا اگرهستند استعداد شعرندارند پا بدوكفش كرده همه رانفي ميكنند عزيزم شعرآن استكه اگرگوينده بهرعللي نتواند حرف وكم وكاستي ديني وا جتمائي مردم زمانش را بگويد با مدد گرفتن ازسروش آسماني آنهارا بصورت شعربگوش مردم برساند شعريعني منعكس كننده درد مردم وعقب ماندگي كشوروبي توجهي حاكمان به مسائل مردمي واجتمائي شعرازسوي آزادگان بشريت بوجود آمده وشاعروشعرش شناسنامه ملت كشورش هست درمقابل ملل ديگروملل جهان باخواندن شعرهم به فرهنگ آنروزآن كشوروهم مردمش را ميبيند شعرونقاشي نشان دهنده يك مردم متمدن يا عقب مانده است ازروي شعربه افكارملل ميتوان راه يافت كه چگونه فكرميكنند واگرروزي كسي بفكرتاخت وتازبه اين ملت باشد ميتواند يا نميتواند شعريعني اصالت يك ملت حالا باسرودن نثربي مضمون چگونه بايد بديگران فهماند كه دراين كشورچه خبراست يا چگونه بوده اين است كه هميشه حاكمان زور با شعراي آزاديخواه ومردمي برخورد خصمانه داشتند ودارند اگربه شعراي آزاديخواه گذشته نگاه كنيد خواهيد ديد كه يادرمضيقه يادرزندان وتبعيد بودند فرزدق شاعروفردوسي وخيلي ها هميشه كفن خود رادرانبان خود داشتند آيا كسي حق ندارد ازهمه دولت مردان گذشته وحال بپرسد اين همه هزينه هاي بي مورد وضع و اعمال ميشود ازدرآمد همين مردم چرا به چاپ آثارشاعرانشان كه رسيد آسمان ميطپد اين همه ريخت وپاش بي مورد چراكتاب يارانه ويا صاحب ندارد واما شاعران ميتوانند باسبك كلاسيك بياري مردم بشتابند كه امروزبيشترازگذشته احساس ميشود صرف نظراينكه مردم حاميان خودراازبين ميبرند اما اين شاعران ولي هستند كه بخود لازم وواجب میدانند ازبشريت وازكشورش وازاعتقاداتش وازملتش با نوشتن طرفداري كند باشد كه به مزاق خيلي ها سازگارنيست – وآخرسخن اينكه كلام خدائي كه همين اشعاركهن است سبك نشمارند وبگذارند اگرخودشان عرزه ندارند ديگران ازمردم ضعيف ومظلوم طرفداري كند وبدانيد شعرآسماني ازقلم ولي ها كه درلباس مردم زندگي ميكنند ميتراود اين شعراست كه جامعه را اصلاح ميكند خيلي ديده شده كساني باخواندن شعري اصلاح شده كه هرگونه منكرات را ميتوان بازبان شعرتركش داد باخواندن شعري دست ازخيانت وخلاف بكشد واگردولتها بخواهند جامعه سالم داشته باشند بايد به گويندگان پرمضمون وراه گشا كمك زيادي كنند اما افسوس كه ولي شناسان ازاين مملكت رفتند و اين جند كلمه شعريادگاري ازدوران رانت خواري بود كه كم وبيش اشاره شده اميدوارم مردم ما باطرفداري ازشعراي متعهد واشعار مضمون دار به اصلاح جامعه اشان مساعد باشند .
|