|
مولف: مدیر سایت
|
|
1389-1-10 21:52:03 |
|
تورا گویم زا لطاف خدارا
خداهربنده ای رادوست دارد
اگرزن با قناعت خو بگیرد
قناعت گرنباشد زن بهر جا
زن آن باشد زداید غم زشوهر
به لب خندش بردغم رازخانه
زن بدخلق وبد خوو بد افعال
نباشد گراصالت هرزنی را
اگر زن احترام شوهر آرد
هرآن وارسته نخبه مرددیدی
زمادر میشود معراج فرزند
هرآنجادیدی مرد بی سروپا
زن بی مایه ای گرخوبروشد
گشاید سینه برنا محرمان او
بزرگان توازمادربزرگ است
زنا محرم کند پنهان وجودش
زنیکه پیش نا محرم به خندد
که عطرجسم نامحرم زنان چون
گلی درخانه گر پنها ن بما ند
بکن پنهان زنامحرم حریمت
زن آن باشد که شوهردوست باشد
نه اینکه ازاصالت دوربا شد
خداگرنعمت خوش جهره ای داد
ببین آن صورت زیبای خودرا
گرآرایش کنی بر شوهرت کن
به عصمت باش اندر جوانی
به پیری در بر نوا د گا نت
بیا با مغربی راه خدا رو |
کنی شایدبه اوحمدوثنارا
دهدبراوزن صاحب وفارا
دهدمسند به شوی چون گدارا
کشدبرفقرشخص پا دشارا
بنازم آن زن درد آشنا را
دهدبرخانه اش عشق وصفارا
به ویرانی کشدعالی بنا را
دهد فرزند پست وبزبهارا
زیارت کرده اوبیت خدارا
یقین دان خورده شیربا صفارا
گشایدشیرما درعقده ها را
نموده ما دراو افتضا را
دهدبرباد او حجب وحیارا
به پیش شوی وقوم واقربارا
پدرنقشی ندارد نسل هارا
کنددورازحریمش مردهارا
نموده عفت خود زیر پارا
کند مجذوب مـرد بد ادا را
بقیمت پس زنددروطلا را
برون کن ازدل خود عقده هارا
به فرزندان دهد نور هدارا
کندبراهل خودجوروجفارا
بکن ازخالقت شـکروثنارا
تشکرکن زیزدان عــــلارا
بیادآورخداوند و جـــزارا
مشو شرمنده درپیری تویا را
خجل باشی توکج رفتی نگارا
دعاکن درنمازخویش مارا |
|