|
مولف: مدیر سایت
|
|
1388-12-29 20:07:58 |
|
آ مده نوروز عالم را بهاران میکند
اول سال جدید است وکنون باد صبا
نوعروسان پای اندرروی گلهای چمن
بالباس نوهمه پیشواز نوروزی رود
روزعید با ستانی شد مبارک برهمه
لاله ونسرین زندشانه به انگشت صبا
ماه فروردین شروع فصل لبخندچمن
جوجه های تازه پرداران ندارد آشیان
باقدح هدهددرون باغ با بگمازعشق
درکنارجوی گلشن قامت سروسهی
کینه راب گذارودل راصاف کن ای مدعی
درجواب ناسزا هرکس نداردخنده ای
بوده زندانی بزیربرف ویخ گلزاروگل
ساقیاده باده ای برمن رودهوش ازسرم
مغربی خودراکند مخفی زدست حاسدان
شعرما دوری کندازدست وپا گیرادب
ما نه آنیم درپی نام و نشان و جا یزه
فاعلن فعلن بود دستورو شعرصنعتی |
گلشنان این عیدرا باخودنمایان میکند
میوزد دشت ودمن راخودگلستان میکند
حجله داماد رابا خنده خندان میکند
خانه اقوام راهریک چراغان میکند
یادازاسطورگان خویش آنا ن میکند
لاله باداغ دلش خود رانما یا ن میکند
غنچه گل کرده شکوفه باغ وبستان میکند
دارکوبی آشیا نی بهر آنان میکند
خدمت جا نا نه برخیل خماران میکند
باوقارخویش دشمن راهراسان میکند
دردل حاسد حکومت زاغ وشیطان میکند
خنده را درنا سزا دارای ایمـان میکند
آمــــده نوروز آزادی آنا ن میکند
باده توآن کند که آب حیوان میکند
بینم آنروزیکه با اشعارطوفان میکند
شعرآن باید که درتفهیم انسان میکند
آدمان راشعرآن باشد که انسان میکند
فردوجمع وتن ت تن ماراپریشان میکند |
|