Register
 
ازبابک تاستارخان پی دی اف پرینت ایمیل
مولف: مدیر سایت   
1390-11-23 11:33:06  
فهرست مقالات
ازبابک تاستارخان
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6

تکمیل داستان

دراول بابک افشین ومازیارقهرمان ببرمازندران دریک جبهه بودند هرسه مخالف بودن ایران دردست عرب بود اما این دوستی اواخرعمربابک بود

مازیارابن قارن یکی ازشهزادگان مازندران ازاوان کودکی درفکرجنبشی برعلیه خلفابود اماکاربجائی نمیبرد پس ازفوت پدرش که والی خلیفه درشمال وطبرستان بود کاررابازرنگی بدست گرفت وباوالی خراسان که طاهری بود قطع رابطه کردتانتواندخبرمازیاررابه بغدادبفرستد ودرزمان مامون به بغدادرفت ازخلیفه حکم تام الاختیاری گرفت بعدازروستائیان وجوانمردان دلجوئی کرد همه راباخودهماهنگ کرد اما کم وبیش آدمهای خلیفه درراس کارهابودند زیرنظرمازیار روزی شخصی بنام غانم ابن خالد به زن یکی ازکشاورزان که ماه منیربود وخیلی صاحب جمال بانیرنگ تجاوزکرد شوهرزن به مازیارواردشد وباگریه حال زنش وغانم راگفت مازیارغانم راخواست چون غانم صاحب منصب بود درپیش مازیارمقداری هم طلبکارشد بدین معنی که خوب کارمیکنم خودم میدانم مازیاربفورخنجرازکمربرداشت روی قلب غانم که درآن سر اطاق بود نشاند غانم دردم جان سپرد دوستان غانم به خلیفه گزارش بردند وخلیفه توبیخ نامه نوشت که عرب هرکاری کند شماحق تعرض ندارید برسیدن آن نامه مازیارکه قبلا پیش بینی کرده بود فرمان داد هرجا عرب دیدید بکشید اعراب که هرکدام بلائی به سرشمالی آورده بود بااین فرمان در17 روزعربی درمازندران پیدانشد وهرکس هم فرارکردجان بسالم برد انقلاب مازیارشروع شد ناگفته نماند برخلاف بعضی گوینده ها که شمالی دست به شمشیرنیست وفلان هرزمان تعرضاتی به شمال شده شمالی ازغیرت خوددفاع کرده مازیاروکوچک خان وغیره شمالی درموقع جماعت کارکنی هستند (شمالی کاردان است امااتحادندارد) فرق بین بابک ومازیاراین بود که لشگریان بابک تاکشته شدن عقب نشینی نمیکرد مگربابک بگوید امااطرافیان مازیارغیرازجنگجویانش درسختی کاررابه دشمن میدادند بهرحال مازیارکه آماده حمله بود فرمان نامه نوشت که هرکس بیاید باید قیدزن و فرزندرابزند بزرگان شمال که سرمایه داران تشگیل میداد متحد نبودند مجبوربودند به جنگ – راحت طلب بودند مازیارچندین حمله کرد وپیش برد لذا شبی رامازیاربرای آماده کردن لشگربرای حمله درخانه یکی ازسران بود میزبان خادمش رافرستاد تا درلشگرگاه دشمن گفت که مازیاربا ده نفردرخانه من است وتاسحرخواهدماند نیمه شب که مازیاردراستراحت بودحمله کردند یاران وخودش رادستگیرکردند به خلیفه فرستادند ومعتصم اورادرمناربابک به دارآویخت اگرمیزبان مازیاررانفروخته بود کاراعراب ازطبرستان تاخراسان واصفهان تمام بود اما افسوس میزبان خیانت کردآن قهرمان ملی رافروخت اماپس ازچندی ازجوانان شمال باحمله شبانه تمام خودوخانواده فرشنده مازیارراقتل عام کردند قیام مازیارتقریبا اواخرحکومت بابک بود

اما وقتی افشین بابک رافروخت کلی اموال بدست آورد ولی مکافات نگذاشت روزی که غرامت ومالیات ازمصربه سامرامیرفت افشین سرراه به آنها گرفت همه راغارت کرد وقتی خلیفه سؤال کرد افشین گفت من که درخدمت شمابودم وراست میگفت غارتیان کسان افشین بودند خودش درپیش خلیفه بود وقتی رئیس غارتیان راگرفتند درپیش خلیفه اعتراف کرد که بدستورافشین بود افشین رادستگیربه زندان دادند درزندان شبی یکی ازمحبوسین که ایرانی بود وافشین خوابیده بود افشین راخفه کرد سحرزندانبان بدن افشین رابادستورخلیفه بدارآویخت بروایتی خلیفه ازقبل میانه بابک وافشین رامیدانست ودل خوشی نداشت بهمین بهانه اموال مصردستورداد افشین راهم درکنارچوبه داربابک ومازیاربدارآویختند

ابن طاهروالی خراسان باهمه دشمنی بابابک ومازیارگفته بود مااینهارابیدین خواندیم اما این دوجوان مرد تاریخ رابخودبه تحسین واداشتند کاش منهم یکی ازاینهامیشدم این سرگذشت وسرنوشت البته بطوراختصاربود والا کتابیکه به بابک ومازیارخواهم نوشت اگرعمری باشد درآن مفصلا خواهیم پرداخت

 

نظر جدیدجستجوRSS
ارسال نظر
نام:
عنوان:
کد های خاص:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
Security Image


 
< قبلی   بعدی >
صفحه اصلی arrow اخبار arrow اخبار هئیت arrow ازبابک تاستارخان

مداحان هيئت


ببين و بشنو آواز عشق را از لبان گداخته عاشقان که طنين افکنده بر آسمان عشق ..

ناگفته ها


شنيديد و گفتم آنچه را که گفتني بود حال چه بگويم از ناگفته ها که باريست گران بر سوار دل...

پرسش و پاسخ

سئوالاتي داريد که پاسخ آنها را نمي يابيد؟ آنها را مطرح کنيد و پاسخ بگيريد

لينکستان

لينک هاي سايت هاي مختلف و پايگاههاي مفيد اينترنتي را در اين قسمت بيابيد.