Register
 

جدیدترین مطالب

اوقات شرعی



منوی کاربری

ارسال اس ام اس

آب و هوا


دما: °
دماي باد: °
ميزان رطوبت: %
سرعت:  
جهت: °
فشار:  
نشان دادن اطلاعات بيشتر
كوروش كي بود پی دی اف پرینت ایمیل
مولف: مدیر سایت   
1389-4-26 17:56:17  
فهرست مقالات
كوروش كي بود
صفحه 2
صفحه 3

بالاخره مراباآن حال به اطاق بازجوئی بردند دیدم کسی پشت میزنشسته من اورامیشناسم بمن گفت مردیکه ازمداردست برنمیداری ؟ مداریعنی شریعتمداری گفتم آقای شریعتمداری دیگردرصحنه نیشت خانه نشین است من وشمابااوچکارداریم ؟ دیدم صدایش اشناست یادم آمد درزمانیکه من رئیس کمیته بودم بااوباپندنفررفقایش مناظره داشتیم دیدم این اقا بنام رحمان دادمان است که بچه اردبیل است روزی درتبریزرئیس مجاهدین خلق بود باتعجب گفتم اقا رحمان شماکجااینجا کجا گفت خفه شو گفتم مردیکه خودت خفه شومگرتونبودی بخاطرمنافقین مراتحدید به مرگ میکردی ؟ انقلاب عوض شده که مانمیدانیم ؟
پاسدارها مراباتوهین ساکت کردند من بازهم گفتم رحمان تومرابازجوئی میکنی که تلافی گذشته رادرآری ؟ گفتم اگرروزی بیرون بروم مستقیما به تهران رفته توراازدادگستری خواهم پرسید گفت بروهرغلطی میکنی بکن مرابدون بازجوئی به سلول برگرداندند
دوروزبعد روزولادت امام رضا ع دربازشد مرابه سلول 5 نفری دادند وچای دادند فردایش یکنفرراباکتک زنان به سلول ما انداختند طوریکه آب به گلویش ریختیم پس ازدوروزتازه وارد مقداری به حال آمد ماغیرازاوسه نفربودیم ازآن پذیرائی کردیم تاحالش مقداری جاآمد بعدازاین رابخوانید بعدازچندروزتازه وارد نامت چیست ؟ غلام اهل کجائی ؟ مشگین شهرچکارکردی ؟ مهرسازم یعنی مهرادارات میسازم بمن گفتند یک مهرتقلبی به یک اداره ساخته ای ساعتها گذشت غلام شروع کرد به امام وانقلاب ناسزاگفتن من تذکردادم قبول نشد
ازبس توهین کرد من همراهان سلول ناراحت شدیم هرچه نصیحت کردیم مقبول نیفتاد گفتم پسرچراتوهین میکنی ؟ خیال نکن مازندانی هستیم اما اجازه میدهیم به امام توهین کنی بهرکسکه میگوئی بگو اما باامام ومراجع کارنداشته باش این اقا دست بردارنبود وقت نهارشد نهاردادند من رفتم وضووغیره برگشتم دیدم غلام درسرسفره شروع کرد یادم هست نهارآش بودونان ظرف آش رابرداشتم زدم به سرغلام تادادزد شوختم سوختم پاسدارها ریختند به حساب من رسیدند ومنهم نامردی نکردم خودم راازیادبردم گلوی غلام راگرفتم هرچه زورداشتم فشاردادم گفتم نامرد من اجازه نمیدهد کسی درپیش من به امام توهین کند ازدست گرفتند واورابه اطاق دیگری بردند وفردا مرابه دادگاه فرستادند تاآن روزکه گفتند سه ماه است
نه تفهیم اتهام شده بودم ونه میگفتند چراآمدم وهستم دردادگاه گفتندچندروزاست درسلول هستی ؟ نمیدانم چای دادند قاضی بنام حمید سطوتی بود ویک سیگارکه سه ماه نکشیده بودم دادند گفتند امضا کن برو چرا؟ این حکم تیرتوزمان شاه است امضاکن که مال توبود آن حکم تیریکه زمان شاه فرماندارنظامی داده بود به دردم خورد گفتند آزادی قاضی اذیت که نشدی ؟ نه فقط کلیه ام ازدست رفته وپهلویم شکسته چه کسی زده ؟ رحمان دادمان بهرحال من بیرون آمدم دیدم جلوی زندان پراست بااهل شهرم که ازکجاخبرداربودند نمیدانم شخصی بنام حاج یداله ابوطالبی مشهورالنجقیان باچندنفراهل میدان تره باروچاقو کشهای قدیم آمده بودند مراباسلام صلوات سوارکردند بردند باسمنج که محل اقامتم است

حالا یک کلمه شنیدنی وقتی من غلام رازدم دیگربه اطاق مانیامد ومنهم آزاد شدم چرا؟
روزی درمحله خطیب تبریزمجلس ختمی بود رفتم دیم یکی ازتوهین کننده من بنام رهبردرآنجاست بمن گفت حاجی میدانی ؟ نه درسلول آن غلامکه بود متهم نبود اوخودش پاسداربود مااورازدیم تابعدازتو حرف بکشد گفتم من حرفی نداشتم که بکشد یانکشد
معولا دردادگاهها متهمان برای زودخلاص شدن توبه نامه ای تعهدی چیزی میدهند تاخلاص شوند اما بدانید متهم دردادگاه هرچقدرکوتاه بیاید همان اندازه کارش سخت است منکه دروغ نباید میگفتم چون درقاموسم نیست چون معتقدم حرف راست ضرری نخواهد داشت لذاهمیشه باقاضی درگیربودم زیرزورنمیرفتم روزی یک قاضی گفت ماتورابازجوئی میکنیم یاتومارا؟ اولا برای خلاصی امضائی تعهدی بدهی بعداًنمیتوانی حرف بزنی دومااگردوباره گذارش راست یادروغ دادند دیگرنمیتوانی خلاص شوی این استکه من ابدادرپیش قاضی کم نمیاورم چون کلک درکارم نیست
اگرروزی روزگاری خدانکرده کسی بهرعنوان برچسبی بزند ومراجلب کنند برای اعترافی چیزی به تلویزیون ببرند باورنکنید چون من اولا دروغ نمیگویم ثانیا خودم رابرای آزادی ذلیل نمیکنم ولودرزیرشکنجه بمیرم متاسفانه بیشترجلب شدگان ازگزارشگران حسودوعقده ای است که بخاطرخوش رقصی میروند برعلیه مخالف خود گزارش میدهند انسان اگرباخداباشد موافقت ومخالفتش برای خداباشد ترسی ندارد من وابسته به هیچ گروه وسازمانی نیستم منفردمبارزه میکنم آنهم مبارزه باخلاف وخلافکاری وزورگوئی - این یک بیت شعریادتان نرود
بیشتردستگیریها ازگزارشگران کاسه لیس است باگزارش دروغ ولودادن مسلمانی یاانسانی چندشاخه تیرآهن یاسیمان کوپنی بگیرند امروزه مادرمحل خودمیبینیم که کسانی لباس بسیج پوشیده اند که لیاقت خرمهرگی هم ندارند فقط برای نان ونوا داخل شده اند بعضی نه اهل نمازند نه نیازمردم رابااداهایشان ازدین وانقلاب دورکردند یکی میگفت بمن چه که چه کسی انتخاب میشود بما مرغ باشدوبرنج تعجب کردم گفت حاجی چندروزمانده به انتخابات همه ماراکه کارت بسیج داریم وعده ای راهم به عنوان رفیق ومتعهدبه استانداری تبریزخواستند ناهاردادند بعدازنهاربهرنفرمان درداخل جعبه مقوای کوچک یک سکه بهارآزادی دادند گفتند چون زحمت خواهید داشت این هدیه ازطرف احمدی نژاداست بنابراین بااین رویکردهای مبین عده ای برای شکم وغیره دراین لباسند یکی بامن بگومگوداشت گفتم داداش اگربه فرض دشمنی به ایران حمله کند بازمائیم که به جبهه وپشت جبهه زحمت داریم اگریکماه حقوق توراندهند ازرژیم رابنی امیه خواهی کرد

بکنی اگرخطائی زتوبگذردسلاطین -- به طبیعت زمانه دم درگدانبخشد



 
< قبلی   بعدی >
صفحه اصلی

مداحان هيئت


ببين و بشنو آواز عشق را از لبان گداخته عاشقان که طنين افکنده بر آسمان عشق ..

ناگفته ها


شنيديد و گفتم آنچه را که گفتني بود حال چه بگويم از ناگفته ها که باريست گران بر سوار دل...

پرسش و پاسخ

سئوالاتي داريد که پاسخ آنها را نمي يابيد؟ آنها را مطرح کنيد و پاسخ بگيريد

لينکستان

لينک هاي سايت هاي مختلف و پايگاههاي مفيد اينترنتي را در اين قسمت بيابيد.