| ارسال اس ام اس |
|
|
|||||||
|
![]() |
||||||
|
![]() |
||||||
| نشان دادن اطلاعات بيشتر | |||||||
| فدک وخطبه حضرت زهراس |
|
|
|
| مولف: مدیر سایت | ||||||
| 1390-11-15 11:35:43 | ||||||
صفحه 2 از 4 ستايشمخصوصذاتجامعكمالاتالهياستبر نعمتهاييكهارزانيداشته. سپاسفراوانبر آنچهالهامفرموده. درود فراوانبر آنچهكهمرحمتفرموده. از آغاز نعمتهايعمومي. و رسا و فراخبودننعمتها. و تمامو پشتسر همبودنعطايايگرانبها. كهعدد آنها بهقدريزياد استكهقابلشمارشنيست. و دامنهنعمتبهقدريبيپاياناستكهنميتواندر مقامپاداشبرخاست. ابديتايننعمتها بهقدريمتعالياستكهقابلدركنيست. برايفزونينعمتها دعوتبهشكر نمود. و با فرو فرستادنو كاملكردننعمتها بهستايشفرا خواند. و در آخرتمردمرا بهمثلايننعمتها دعوتنمود شهادتميدهمكهپدرممحمد (ص) بنده خدا و پيامبرشميباشد. او را پيشاز آنكهبهپيامبريبفرستد اختيار نمود و برگزيد. او را پيشاز آفرينشبهانبيا و امتآنها معرفيفرمود. او را پيشاز بعثتشبرگزيد. گزينش ويقبلاز خلقتعالمانجاميافت؛ هنگاميكههنوز همه موجوداتدر پرده غيبمستور، و حوادثهولناكدر حجابو در كتمعدمفرو رفتهبودند. اينگزينشو انتخابدر آنوقتقبلاز پيدايشعالمبهجهتعلمذاتربوبيبهپايانكارها، و احاطهبهرويدادهايروزگار، و آشناييبهزمانو مكانو مقدراتخود بود. او را، آفريدگار متعالپساز همه انبيا مبعوثفرمود تا كار پيامبريرا با شخصاو بهآخر برساند؛ و با او فرمانخويشرا در آخرينبعثتجاريكند؛ و مقدّراتحتميخود را اجرا نمايد. او پساز برانگيختهشدندريافتعليرغمشناختفطريبشريبهخداييگانه، امتها در دينمتفرقند؛ و هنوز در آتشكدهها بهاعتكافنشستهاند (مراد، ايرانزمانبعثتاست.) و در بتكدهها بتها پرستشميشود. در اينهنگامبود كهخدايمتعالابرهايتيره ظلمترا بهوسيله پيامبر روشننمود؛ و از دلها ابهام، و از چشمها سايه حيرترا زدود؛ او مردمجهانرا بههدايتواداشت؛ و آنانرا از گمراهيها، و نابيناييها نجاتبخشيد؛ و آنانرا بهديناستوار، هدايتكرد، و بهصراطمستقيمفرا خواند. آنگاه(كهرسالتخود را انجامداد) خدا او را بهلطفو مهربانيو با ميلو رغبتو انتخابخودشو ايثار دنيا بهسويخويشخواند. بدينسانهماكنونمحمد (ص) از رنجخانه دنيا راحتگشته، و فرشتگانابرار، و رضوانپروردگار غفار او را احاطهكرده؛ و در قربمَلكجبار بار يافتهاست. درود خدا و رحمتو بركاتشبر پدرم، پيامبر و امينو برگزيدهو پسنديده ويباد آنگاهخطاببهحاضراندر مسجد فرمود: ايمردم! بدانيد بيترديد من فاطمههستم؛ و پدرممحمد (ص) است. ايننخستينو آخرينگفتار منبا شماست. در آنچهكهميگويمنهاز راهصواببهخطا رفتهامو نهبهعمد از آنكجرويدارم. بيترديد از ميانخودتانپيامبريبرايشما آمد. و آنچهكهرنجشما در آنبود بر ويسختگرانبود. حريصبر سعادت شما و سختمهربانو دارايعفو و بخششبود. چنانچهاينپيامبر را بشناسيد، ميبينيد كهپدر مناست؛ نهپدر زنانشما. برادر پسر عمّماست؛ نهبرادر مردهايشما. وه! چهنيكو نسبتي! درود خدا بر ويو فرزندانشباد! او رسالتخود را ابلاغكرد در حاليكهصفهايمشركانرا ميشكافد، و از راهآنها سختبر كنار بود؛ همچنانبر گروهمشركانميكوفت؛ و راهنفسكشيدنرا بر آنانميگرفت؛ و با حكمتو اندرز نيكو بهراهپروردگارشميخواند؛ بتها را در همميشكست؛ سرهايمشركانرا بهزمينميانداخت. سرانجام، سپاهگرد آمده دشمنشكستخورد و عقبنشينيكرد؛ و بامداد اسلاماز افقتاريكشركبهدر آمد؛ و چهره تابناكحقجلوهگر شد؛ و زعيمدينلببهسخنگشود؛ و آوايشياطين، خاموش؛ و گروهكنفاق، هلاك؛ و همبستگيكفر و نفاقاز هم چوناينخطبه، بطوريكهدر ذيلاشارهميشود، با سندهايمتعددياز معصوم(ع) و يا تاليمرتبهمعصوم، حضرتزينبـ صلواتالله عليها ـ نقلشده، مفاد آنبر ما حجتاست؛ اگرچهبهعنوانخطابهايراد شدهاست. بنابراينبايد نظريبهسند آننماييمو آنگاهبرايروشنشدنمعنايخطبه، مختصرياز تاريخفدكو هدفاز تعقيبآنرا بيانكنيم. ابوبكر جوهري، عالم، محدث، ماهر در ادبيات، پرهيزكار و مورد وثوقاست؛ 1 ـ جوهرياز محمد بنزكريا از جعفر بنمحمد بنعمارهاز پدرشاز حسنبنصالحبنحياز دو تناز اهلبيتبنيهاشماز زينبدختاميرالمؤمنيناز مادرشصديقه طاهرهـ صلواتالله عليهمـ . 2 ـ جوهرياز جعفربنمحمد بنعمارهاز پدرشاز جعفر بنمحمد بنعليبنالحسينـ صلواتالله عليهمـ . (س) ـ جوهرياز عثمانبنعمرانفجيعياز نائلبننجيحاز عمر بنشمر از جابر جعفياز ابيجعفر محمدبنعلي(امامباقر) ـ صلواتالله عليهمـ البته اين تكميل خطبه نيست من اشاره كردم تابدانند كه حق باكيست متون خطبه رابادقت بخوانيد كه فاطمه س خطاب به ابوبكركرده ستایش خداى را بر آنچه ارزانى داشت. و سپاس او را بر اندیشه نیكو كه در دل نگاشت. سپاس بر نعمتهاى فراگیر كه از چشمه لطفش جوشید. و عطاهاى فراوان كه بخشید. و نثار احسان كه پیاپى پاشید. نعمتهایى كه از شمار افزون است. و پاداش آن از توان بیرون. و درك نهایتش نه در حد اندیشه ناموزون. سپاس را مایه فزونى نعمت نمود. و ستایش را سبب فراوانى پاداش فرمود. و به درخواست پیاپى بر عطاى خود بیفزود. گواهى مىدهم كه خداى جهان یكى است. و جز او خدائى نیست. ترجمان این گواهى دوستى بىآلایش است. و پایندان این اعتقاد، دلهاى با بینش. و راهنماى رسیدن بدان، چراغ دانش. خدایى كه دیدگان او را دیدن نتوانند، و گمانها چونى و چگونگى او را ندانند. (10)همه چیز را از هیچ پدید آورد. و بى نمونهاى انشا كرد. نه به آفرینش آنها نیازى داشت. و نه از آن خلقتسودى برداشت. جز آنكه خواست قدرتش را آشكار سازد. و آفریدگان را بندهوار بنوازد. و بانگ دعوتش را در جهان اندازد. پاداش را در گرو فرمانبردارى نهاد. و نافرمانان را به كیفر بیم داد. تا بندگان را از عقوبت برهاند، و به بهشت كشاند. گواهى مىدهم كه پدرم محمد بنده او و فرستاده اوست. پیش از آنكه او را بیافریند برگزید. و پیش از پیمبرى تشریف انتخاب بخشید و به نامیش نامید كه مىسزید. و این هنگامى بود كه آفریدگان از دیده نهان بودند. و در پس پرده بیم نگران. و در پهنه بیابان عدم سرگردان. پروردگار بزرگ پایان همه كارها را دانا بود. و بر دگرگونىهاى روزگار محیط بینا. و به سرنوشت هر چیز آشنا. محمد (ص) را بر انگیخت تا كار خود را به اتمام و آنچه را مقدر ساخته به انجام رساند. پیغمبر كه درود خدا بر او باد دید: هر فرقهاى دینى گزیده. و هر گروه در روشنائى شعلهاى خزیده. و هر دستهاى به بتى نماز برده. و همگان یاد خدائى را كه مىشناسند از خاطر ستردهاند (11). پس خداى بزرگ، تاریكىها را به نور محمد روشن ساخت. و دلها را از تیرگى كفر بپرداخت. و پردههائى كه بر دیدهها افتاده بود به یكسو انداخت. سپس از روى گزینش و مهربانى جوار خویش را بدو ارزانى داشت. و رنج این جهان كه خوش نمىداشت، از دل او برداشت. و او را در جهان فرشتگان مقرب گماشت. و چتر دولتش را در همسایگى خود افراشت. و طغراى مغفرت و رضوان را به نام او نگاشت. درود خدا و بركات او بر محمد (ص) پیمبر رحمت، امین وحى و رسالت و گزیده از آفریدگان و امتباد. سپس به مجلسیان نگریست و چنین فرمود: شما بندگان خدا! نگاهبانان حلال و حرام، و حاملان دین و احكام، و امانتداران حق و رسانندگان آن به خلقید. حقى را از خدا عهده دارید. و عهدى را كه با او بسته اید بدرفتار. ما خاندان را در میان شما به خلافت گماشت. و تاویل كتاب الله را به عهده ما گذاشت. حجتهاى آن آشكار است، و آنچه درباره ماست پدیدار. و برهان آن روشن. و از تاریكى گمان به كنار. و آواى آن در گوش مایه آرام و قرار. و پیروی اش راهگشاى روضه رحمت پروردگار. و شنونده آن در دو جهان رستگار. (12) دلیلهاى روشن الهى را در پرتو آیتهاى آن توان دید. و تفسیر احكام واجب او را از مضمون آن باید شنید. حرام هاى خدا را بیان دارنده است. و حلالهاى او را رخصت دهنده. و مستحبات را نماینده. و شریعت را راهگشاینده. و این همه را با رساترین تعبیر گوینده. و با روشنترین بیان رساننده. سپس ایمان را واجب فرمود. و بدان زنگ شرك را از دلهاتان زدود (13). و با نماز خودپرستى را از شما دور نمود. روزه را نشان دهنده دوستى بى آمیغ ساخت. و زكات را مایه افزایش روزى بى دریغ. و حج را آزماینده درجات دین. و عدالت را نمودار مرتبه یقین. و پیروى ما را مایه وفاق. و امامت ما را مانع افتراق. و دوستى (14) ما را عزت مسلمانى. و بازداشتن نفس (15)را موجب نجات، و قصاص (16)را سبب بقاء زندگانى. (17)وفاء به نذر را موجب آمرزش كرد. و تمام پرداختن پیمانه و وزن را مانع از كم فروشى و كاهش. فرمود مىخوارگى نكنند تا تن و جان از پلیدى پاك سازند و زنان
|
||||||
| < قبلی |
|---|