Register
 
دم غنیمت است پی دی اف پرینت ایمیل
مولف: مدیر سایت   
1389-1-19 22:12:10  
بيا كه وقت گل ودم غنــيمت  است امروز
دميكه سيرچمــــن درمذاق ما نبود
گذشته گان همه رفتند ماندگان اكنون
به كارگاه فنابنگري به  خسرو جم
چمن به عطرفشاني رود  بسوي غزال
بحال لاله وسوسن چرا نسوزد دل
كنارســــروگذركن وقاراو بنگــــر
بيا به بلبل خوش خوان بگوبصوت وصلا
نميشود همه دم كام دل بدســــت ايد
براي رزق چوسگ درپي لئيم  مباش
شكست رامنگــر ازدوبارهمت كن
هميشه عمــرجوان بركسي نميماند
بكو.ي ميكده با عشق كن  گذركه تورا
بزيرتيشه فــــرهاد ضـربه شيرين
بكام دشمـن ما دست دوستان بستند
براي مغــربي پاپيچ ميشـــود حاسد
                                               
براي ديدن دلدارفرصــت است امروز
براي راندن اغيارغـيرت است امروز
بدورهم شده صحبت   غنيمت است امروز
براي رفتن فردايت عــبرت  است امروز
غزال چين وختا درقناعت است امروز
بنازوغمزه خوددسـت افت است امروز
همـــين وقاروقارطبيــعت است امروز
بزن به تاركه اوضاع همت است امروز
جهان وكارطبـيعت بنوبت است امروز
كه كارگاه قضا دست قسمت است امروز
نه وقت خواب نه هم وقت غفلت است امروز
كه اين بدايره دهرفطــرت است امروز
فروغ پيرچــراغ هــــدايت است امروز
زبان زدي بهمه با صراحت است امـروز
زدوستان خطا نامــــروت است امروز
وليك بردبه اويك حقيـــقت است امروز
 
                                                     
آمده ام به ميكـــده بازخراب ميروم
داد صباخبرمراآمـــــده يارم ازسفر
آب عنب دگرمراچاره نداده ازمحن
ازترلعل كوثرت قطره اي ساغرم فتد
بابت كفرزلف تو تاشدم ازمساجدم
شمع زبان گشودبرعشـق توسربه باد داد
رسته خدنگ تيزپرازمژه ات بسوي  دل
گوشه عزلتم شده گاه ســــياه پيريم
سنگ سپنگ خودمراكرده وتاب داده اي
پيرمغان شفارشي داده روم به بتكده
خاك وغبارميكده ســرمه  ديده مرا
دل بتوداده ام زتوهرچه رسد خوش  آمده
رسم بزرگي نبود اين درتو شده جوانيم
عمرجوانيم هـدررفته اگرچنين كني
خواهي اگربرانيم كس نرسد حساب تو
آينه دارمركبت كون ومكان بودكم است
اشگ نهان بپيش تو سيل روان بودمرا
وقت سياه پيريش مغربي  بين مردمان
 
                                                                
آب بقاست مقصدم سوي سراب ميروم
سربرهش نهاده ام زان بشتاب ميروم
درخم اگرشــنا كنم بازخراب ميروم
درپي جام مي نه برجام شتاب ميروم
زنده بگــورميكنداهل كتـــاب ميروم
شمع زبان شدم تورا سـوي  طناب ميروم
ديده ودل بدست خودسوي شهاب ميروم
تاتونگاه ميكني سـوي شباب ميروم
نيش تونوش ميشود از  توبه تاب ميروم
كي بمن ازمـوده ازگل به جلاب ميروم
گرتوثواب خواهي ات يابه عذاب ميروم
ازتوعذاب گررودجـاي ثواب ميروم
ازتوبوقت پيــــريم ديده پرآب ميروم
شبنم ديده دررخم همچوگلاب ميروم
بين من وتو محتسب روزحساب ميروم
شان تونيست ازدرت تابه عتاب ميروم
بارش غم زابرتوهمچوسحاب ميروم
هرچه توخواهيت كنم مثل كلاب ميروم
 
                                                                   
نظر جدیدجستجوRSS
ارسال نظر
نام:
عنوان:
کد های خاص:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
Security Image
 
< قبلی   بعدی >
صفحه اصلی arrow اشعارترکی arrow اشعار فارسی arrow دم غنیمت است

مداحان هيئت


ببين و بشنو آواز عشق را از لبان گداخته عاشقان که طنين افکنده بر آسمان عشق ..

ناگفته ها


شنيديد و گفتم آنچه را که گفتني بود حال چه بگويم از ناگفته ها که باريست گران بر سوار دل...

پرسش و پاسخ

سئوالاتي داريد که پاسخ آنها را نمي يابيد؟ آنها را مطرح کنيد و پاسخ بگيريد

لينکستان

لينک هاي سايت هاي مختلف و پايگاههاي مفيد اينترنتي را در اين قسمت بيابيد.