Register
 
بقیه عاشورا پی دی اف پرینت ایمیل
مولف: مدیر سایت   
1387-8-21 16:54:05  

در نيـــزه رأس اشــــرف اولاد بوالبشر

دركوفه شمرخواست به مرجانه سان دهد

در كوي و برزن آنهمه بي مــايگان شهر

زينب س بشد كه مرده دلان را تكان دهد

رخصت گرفت از ســـر مـــاه بــرادرش

وقت آن شده كه شمس و قمراقتران دهد

از روي ناقه ناله يـــا مرتضي (ع) كشيد

با اسكتـو بـــلاغت حيـــدرع نشان دهد

انفـــاس حبس شد همه در سينه ها از آن

كم مــانـــده بود قالب بي روحشان دهد

در اشتران نگـــو حــركت داشت زنگها

اين خطبه را كــه ديده نشان درمکاندهد

گـويـــا عليست ع آمـــده بر فتح خيبري

يـا ابـن عــبدود به نبي ص ارمغان دهد

مبهــــوت گشته جمله از آن نطق زينبي

كم مانــده شورشي ز سوي كوفيان دهد

تـا يـــك نگاه كرد به نيزه دلش شكست

ديگـــر ادامه اش نتـــوانست آن دهد

پيشاني حسين (ع) به جدا ديد چاك چاك

پيشاني اش شكست كه عشقش نشاندهد

خـــون ريخت قطره قطره به دامان زينبي

تا ( مغربي ) بـــه بزم عزايش فغان دهد

( ظهور حضرت " عج " )

خود را اگر وليّ خــدا بــر مـلا كنــد

خود را معرفي بجهــان بــا صـلا كند

بر بام كعبه پرچم عدل وصفـا زنــد

يك يك امينيان خــودش را صــدا كند

تا جمع شد تمامــي يــاران بــا وفــا

در چرخ كجمــدارعــدالت بــه پا كند

تا دادگاه عدل به هر جـا كه گستريــد

رو با فغان ونالــه سوي كربــلا كنــد

آنانكـه سوخــت در شــرر آتـش عدو

با دلنوازيــش همگــان را دوا كنــد

هرجا كه ظالمي زده با ظلم خود شرر

با تيغ حيدري و عدالــت جـــدا كنــد

آنانكه زد شرربه درخانــه علــي (ع)

سوزانده اند كيفــر جملــه ادا كنــد

از اولي گرفتــه به تــا حــال ظالمان

آنچه نموده اند همــه را جابجــا كنــد

آتش زند به قاتـل شش ماهه حسين (ع)

كيفر دهد به دفتر هــركس نگــا كنــد

زد تازيانه آنكه بــه مظلــومه مــادرش

با تازيانـه بــر دل آتــش رهــا كنــد

تكيه زند به مسند شاهنشهي حسين (ع)

با قاتــل بـرادر خوبـش چــه هـا كند

آه از دميكه ديد بــرادربــروي خــاك

ممكن نشد كه حمل سـوي  خيمه ها كند

از چشــم  آشنــاي  قـد يمش كشيد تير

آســـان  نبود  تيـر شكستــه جــدا كنــد

چشمش ببســت تيــر زديـده جدا نمود

روحش نمانده بود زجسمش رهـا كنــد

بعد از تو گفت خم شده قـدّم زدرد تــو

بي تو حسين دگر چه بگـو  يا اخا كند

ناچار جســم مثلـــه او را رهــا نمــود

برداشت مشــك پـاره به خيمه سرا كند

پاي پياده رو سوي اخيــام  شـــاه دين

درخيمه  برادرخود ســوگ هــا كنـــد

بيرون شدند اهل حرم جملــه از خيــم

تا مرثيه به ماتــم  صاحـــب لوا كنـــد

بين حرم نشست حسين ع نوحه سربداد

طومار كربلا پس از عبــاس تا  كنــد

باب الحوائج است ابوالغضل - مغــربـي

با نام او دفـــاتـر خــود ختــم تــا كنــد

هشتاد هزاربیت غــــزل شد به فارسی

مزدش زلطف خویش علمدارعطا كند

تاريخ مادّه اش شـده بــرهـردودفترش

تا بــر عنا يتــي همــه آل عبــا كنــد

نظر جدیدجستجوRSS
ارسال نظر
نام:
عنوان:
کد های خاص:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
Security Image
 
< قبلی   بعدی >
صفحه اصلی arrow اشعارترکی arrow اشعار فارسی arrow بقیه عاشورا

مداحان هيئت


ببين و بشنو آواز عشق را از لبان گداخته عاشقان که طنين افکنده بر آسمان عشق ..

ناگفته ها


شنيديد و گفتم آنچه را که گفتني بود حال چه بگويم از ناگفته ها که باريست گران بر سوار دل...

پرسش و پاسخ

سئوالاتي داريد که پاسخ آنها را نمي يابيد؟ آنها را مطرح کنيد و پاسخ بگيريد

لينکستان

لينک هاي سايت هاي مختلف و پايگاههاي مفيد اينترنتي را در اين قسمت بيابيد.