| ارسال اس ام اس |
|
|
|||||||
|
![]() |
||||||
|
![]() |
||||||
| نشان دادن اطلاعات بيشتر | |||||||
| چه خواهدشد |
|
|
|
| مولف: مدیر سایت | |
| 1387-8-15 11:15:16 | |
|
تـا به كي ايــن دل عاشق نگران خواهد شد بهر مظلــومي خلق اشك فشان خواهد شد شــده گلشن هــدر از واسطــه زاغ و زغن چمــن آزاد از اين هــا چه زمان خواهد شد اين چــه سريست كه غيرت شده حاميّ درم كس نــدانــد همه تاريخ جهان خواهد شد شــده ناموس همــه درهم و دينــار و طلا غيــرت از بيــن برود امن و امان خواهد شد بده دينــار و درم قــاضي و مفتـي بفروش اين قــدر هست كه رشوه همگان خواهد شد پســر مــا در كــوچه شــده ارباب ديه واي اگر مــردم بيچــاره چسان خواهد شد شــده شـــوراي مــدينه پســر زاينه ها مومن شهـــر هــدف اين و آن خواهد شد نــاخلف ها شـــده مسئول قلندر نه عجب اين قدر هست كه مردان چو رمان خواهد شد مــال مـــردم شــده بر زاده نسوان حلال بعـــد از اين زير عبا تير و كمان خواهد شد برده از مـال همـــه اهــل ديـه در عجبم اين دو روئي به همـــه بار گران خواهد شد ( مغربي ) هـــر چه بگويد نبود گوش سميع عــاقبت راهــي زنــدان شهان خواهد شد اي ظاهر تو باطـن هــر اول و آخــر وي باطن تو ظــاهــر هستي و مصور از رنگ سمن ساي تو ظلمــاني شبها با ياد تو شد صبـح هويــدا و منــور دنيا شجر و دانه تــوئي مــا ثمـر او گر دام توئي دانه تو كوديــده ابصــر از گيسوي تو گيسوي گلزار و گلستان از نرگس تو مست همه خمـر و مخمر بر ديدن رويت نتوان ديـده معمــول خورشيد كجا ديد توان ديـده شب پر بر نافه نهادي همه غاليــه و مشــك از عنبر زلف تو شــده عطـر معطــر در حبس به يوسف به اشارات تو دادي زان علم كه شد بر همـه تعبير و معَبَّر از چاه به مسند نرســد جز به كرامت حاشا بشود بنده به جز لطـف تو رهبر از خال لبت شب بوجود آمــده باشد راحت همگان خواب رود بلكه به بستر تا مردم عادي نكشد دست ز كوشش گفتي نشود جبر در ايــن دهر ميسر بعداز همه تحققيق كند ( مغربي ) اذعان كو قدرت پروانه زند شب به سـحـر پر |
|
| < قبلی | بعدی > |
|---|
اشعارترکی
اشعار فارسی
چه خواهدشد