| ارسال اس ام اس |
|
|
|||||||
|
![]() |
||||||
|
![]() |
||||||
| نشان دادن اطلاعات بيشتر | |||||||
| عینیه وفائیه |
|
|
|
| مولف: مدیر سایت | |
| 1387-8-13 19:22:07 | |
|
عجب مدارازاين گردش وازاين اوضـاع هـزار حيـله و تـزويـر تـا به گـاه وداع عـرب بگفتـه كـه دل بر عجـم مبند از آن به پيش از اينـكه از آنان رسد و باو صداع عنـايتي شـود از حـق طـواف كــعبه كنم چنان كنم كه شود نـادم از زبـان سـراع عقـاب من همـه يك دل بـود كنـم فــــديه چه چاره نيست بدستم به غير از اين متاع عـذاب دل بـود ار اهـل دل شــود ناياب كجا برم پس از اين باشـد استمـاع سماع عفيف را چـه بـه بينـائي علوم و شكوف به دانه ايكه به امـر خـداي خـويش مطاع عليل را نرسد بـر جـدال و جنـگ وكلام كـه مـانده جانب او صد دلير و الف شجاع عقيم گشتـه علـوم از جفـاي عالـــم طبـل غريبه اينـكه كنـد با علـوم و علـم نزاع عقول مانده به حيرت ز شعـر (مغـربي ام ) فغان و داد شده مال و زر بـه خلق هدف به باد رفته ز مردم سخا و جــود و شرف فـراق تلــــخ بود تلــــخ تـر از آن بـاشد بوقت پــيـري شود فقـر و نـاتـواني طرف فقيـر آن نبـود دســـت او شــــود خـالي فقــــيـر آنكه دعـايش نمي رسـد به هدف فريب دهـر مخـور آن عجـوزه را مـاند كه عمر شوهرخود می كند بحرص تلف فداي آنكه به جـز حــــق در كسـي نـزنـد همـــيشه فقـر و نداري بـود به ديده شعف فــــروغ ديـده بينـاســــت خنــده فقـــــرا براي خلق به شب تا سحر به حـال اسف فضول گفته كه ثروت بود بسعي و تلاش و حـال آنكه نداند به حكمت است و تحف فــــــزون نبـاشـد از آنكه قسيـم رزق كند چـه آنكه درّ به امـر خـداست بتـن صدف فزا دهم به تو گفتـه به وقت جـود و سخا بروبخـويش تـو خوش باش ني زناله دف فشـــــــار زنـدگيت را بـه كـردگـار سپـار كه عـارفـان همـه دارند از كـريم شغف فنا جهان همـه را كرده سرگـران از حق |
|
| < قبلی | بعدی > |
|---|
اشعارترکی
اشعار فارسی
عینیه وفائیه