| ارسال اس ام اس |
|
|
|||||||
|
![]() |
||||||
|
![]() |
||||||
| نشان دادن اطلاعات بيشتر | |||||||
| صفحه 3 بهاردرزمستان واجب بخوانید |
|
|
|
| مولف: مدیر سایت | |
| 1387-8-14 13:51:03 | |
|
بـــار دگـــر چـــرا بمـا پير نظر نمي كند جز هيجان زنــدگي كـــار دگـــر نمي كند چشم بـــراه لطف او عمـــر شده نشسته ام يك نظري شدست اين عمـــر هـدر نمي كند در قفس اش فتـــاده ام ديــده براه دانه اش شب به سحر نشسته ام لطف سحــر نمي كند دل نگـــران غيــــرت يــارگران به انتظار ني بنـــوازد اوو از خويش بدر نمي كند بـــار سفـــر ببسته دل زاد به پشت راحله خستــه شـــدم ز صبر او راه سفر نمي كند پادشهي كه همّ او عدل نشـــد در اين جهان مسند خـود به آب زد فتـــح و ظفر نمي كند ســــاعتي عــدل گر كند دور ز نافلات هم خـواب رعيتش شــود خوف و خطر نمي كند زانكـــه دلـي شكسته شد كعبه مرمت آورد سود زيـــان دهـــد به او خط هنر نمي كند هستي خود بداد گــر دست شكسته را گرفت پيش جمـــاعت خــرد قصر و ضرر نمي كند عــارف اگر خــــرد كند دور شود ز مردمان خير كنــــد به عاقبت مايه به شر نمي كند ملك دو گيتي بر كفت نيمـه شب آيد و صبوح خواب سحــر بـه دلبري باش و ز هر نمي كند آنكه به عمـــر دلبري غمـزه به لب دهد به او ياد و خيال انجم و و مهــر و قمــر نمي كند اهل خرد بـه مــرحله نيش جهـــان بديد او بس بـــود او خطاي دل بـــار دگر نمي كند گر نكند عنايتي پيـــر مغـــان ز لطف خود جمع شود كران كران خيـل بشـــر نمي كند رزق اگر بدست او بهــر دو گـــرده نان کسی كســـوت رزل و باریا هيــچ به بر نمي كند توبه كن از عبـــادتي كــه شده بي حضور او چلـــه نشيني بي حضـورش كه اثر نمي كند آئينه صـــاف بايدش تـــا كه جمـال يار او بيند و صاف شـد يقين شــور و كدر نمي كند خوش به دليـكه غير او جاي به كس نمي دهد جلــوه بـــدون بـوته زرگروزر نمي كند اين چه تفاوتيست يك بل هم ازل بخود گرفت آن دگري به اوج خود جــاي بــه پر نمي كند آب بقــــا ز قطـــره اي لعــل لب بتان بود دست به چشمه بي ويش پير خضــر نمي كند عمر سر آمـد و بمـــا روي خوشي نشان نداد اهل جهــــان بمــــا ولي ذرّه اثر نمي كند فتح دل از وفــا بُـــود ني به طلا و سيم و زر دل كـــه صفـا در او بود سوي غدر نمي كند تا كـه نفس بر آيـــد اي دوست عنايتي بكن از پس مرگ لطف تو سـود و ضـــرر نمي كند گوشه ديده اش بمـــا گر به شبي فروغ داد طعنه بـه ( مغربي ) دگـــر هيچ بشر نمي كند
|
|
| < قبلی | بعدی > |
|---|
اشعارترکی
اشعار فارسی
صفحه 3 بهاردرزمستان واجب بخوانید